مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سعید البرزی, شهره رستم صولت, الهام کوکبی
کلیدواژه ها : ناباروری - سندرم - تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومید - بروموکریپتین
: 23088
: 45
: 0
ایندکس شده در :
شيوع ناباروري 15-10% ميباشد (2/11% در شيراز). عدم تخمكگذاري حدود 40% از موارد و بيشترين علت عدم تخمكگذاري سندرم تخمدان پلي كيستيك (PCOD) ميباشد. جهت تحريك تخمكگذاري، انتخاب اول درمان با كلوميفن سيترات (C.C) ميباشد، اما حدود 20% از بيماران به درمان با دوز حداكثر كلوميفن سيترات هم جواب نميدهند. درمان با بروموكريپتين يكي از راههايي است كه جهت تحريك تخمكگذاري در اين بيماران توصيه شده است. هدف اين مطالعه بررسي تأثير بروموكريپتين در آن گروه از بيماران PCOD مقاوم به كلوميد است كه سطح پرولاكتين (PRL) طبيعي دارند. در فاصله زماني فروردين 1376 تا تير ماه 1378، 43 خانم PCOD كه مقاوم به كلوميد بودند در واحد ناباروري دانشگاه علوم پزشكي شيراز مورد بررسي قرار گرفتند. اين بيماران تحت درمان با كلوميد با دوز 200 ميلي گرم در روز، بين روزهاي 5 تا 9 سيكل و همچنين بروموكريپتين 5/2 ميليگرم، دو بار در روز به مدت حداقل 3 سيكل قرار گرفتند. آزمايشهاي هورموني مشتمل بر FSH، LH، PRL، DHEA-So4، Testosterone و Progestrone و همچنين وضعيت كلينيكي بيمار قبل و بعد از درمان بررسي گرديد. متعاقب درمان 40% از بيماران قاعدگي منظم پيدا كردند و كاهش قابل ملاحظهاي در ميزان پرولاكتين مشاهده گرديد. PRL از mIU/ml 9/269 به mIU/ml174 (001/0p<)، LH از mIU/ml9/17 به mIU/ml9/11 (001/0p<) و نسبت LH/FSH از 4/2 به 5/1 كاهش يافت. 30% از اين بيماران باردار شدند. نتايج معرف اين واقعيت هستند كه تأثير درماني مثبت بروموكريپتين حاصل اصلاح و برگرداندن اشكالات هورموني ناشي از اختلال در محور هيپوتالاموس و هيپوفيز ميباشد.
نویسندگان: شهلا البرزی, سعید البرزی
کلیدواژه ها : عوامل عاطفی - ناباروری - رضایتمندی از زندگی - عوامل دموگرافیک
: 11225
: 10
: 0
ایندکس شده در :
بر اساس نتايج پژوهشهاي مختلف، ناباروري با مشكلات عاطفي از جمله افسردگي، نوميدي ، فشار رواني، اضطراب و نيز نارضايتي از زندگي مشترك همراه ميباشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسي تاثير برخي از عوامل عاطفي عبارت از برخورداري از حمايت همسر ، سرزنش از سوي ديگران، گزارش از احساس فشار رواني، اضطراب، نوميدي افسردگي و گوشهگيري و عوامل دموگرافيك شامل سن، ميزان تحصيلات، منزلت اجتماعي، شغل زوجين و نيز نوع خانواده بود. گروه نمونه در اين تحقيق شامل 77 زن (با ميانگين سني 26 سال) بود، كه به علت مشكل ناباروري به يكي از مراكز درماني شهر شيراز مراجعه مي نمودند. از “پرسشنامه اطلاعات فردي“ كه به وسيله محققان تهيه و روائي آن با نظر متخصصان احراز گرديد به منظور جمعآوري اطلاعات دموگرافيك و ساير عوامل عاطفي استفاده به عمل آمد و براي سنجش رضايتمندي از زندگي“مقياس رضايتمندي ادواري از زندگي“ (TSWLS)مورد استفاده قرار گرفت. اين مقياس، رضايتمندي فرد را از ادوار سه گانه گذشته ، حال و آينده زندگي، به تفكيك و نيز به طور كلي مورد سنجش قرار ميدهد. روائي و پايائي اين پرسشنامه نيز در تحقيق حاضر بررسي و احراز شده است. از روش تحليل رگرسيون چند متغيره براي تجزيه و تحليل اطلاعات استفاده به عمل آمد. نتايج حاصل نشان داد كه احساس افسردگي و نوميدي باعث كاهش رضايتمندي زنان نابارور از زندگي گذشته، حال و آينده ميگردد ولي برخورداري از حمايت همسر و نيز منزلت اجتماعي شغلي وي رابطهاي مثبت با رضايتمندي اين زنان از زندگي كنوني و همچنين مجموع ادوار زندگي دارد. همچنين زندگي در خانواده هستهاي باعث افزايش رضايتمندي زنان نابارور از زندگي كنوني و آينده مي گردد. به عنوان نتيجهگيري كلي، يافتههاي تحقيق حاضر مبين آن است كه تاثير عوامل عاطفي و دموگرافيك بر احساس رضايتمندي زنان نابارور نسبت به ادوار مختلف زندگي يكسان نيست.